یادداشت بهزاد تیمورپور
از «مسجد ضِرار» تا «فتنههای مدرن»؛ بازخوانی نفاق در عصر جنگ تحمیلی سوم
تاریخ، نه یک توالیِ زمانی، که تکرارِ عبرتهاست. در منظومه معرفتی قرآن کریم، یکی از هولناکترین پدیدهها، نفاقِ نهادینه شدهای است که در پوشش «امرِ مقدس» یا «خیرِ عمومی» ظهور میکند. داستان «مسجد ضرار» که در آیات ۱۰۷ و ۱۰۸ سوره مبارکه توبه به آن اشاره شده، منشوری ابدی برای شناسایی کانونهای انحراف در هر عصر، بهویژه در دوران حساس «جنگ تحمیلی سوم» است.
۱. کالبدشکافی چهار رکن فتنه
خداوند متعال در آیه ۱۰۷ سوره توبه، اهداف بانیان مسجد ضرار را چنین برمیشمارد:
> «وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَکُفْرًا وَتَفْرِیقًا بَیْنَ الْمُؤْمِنِینَ وَإِرْصَادًا لِّمَنْ حَارَبَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ مِن قَبْلُ...»
(و کسانی که مسجدی ساختند برای آسیب رساندن (به مسلمانان)، و تقویت کفر، و تفرقهافکنی میان مؤمنان، و کمینگاهی برای کسی که با خدا و پیامبرش جنگیده بود...)
در مقطع کنونی که ایران اسلامی در میانه یک نبرد ترکیبی و جنگ شناختی (جنگ تحمیلی سوم) قرار دارد، «مسجد ضرار» دیگر فقط یک بنای گلی نیست؛ بلکه هر پایگاه رسانهای، تشکل سیاسی یا انجمن اجتماعی است که با شعارهای فریبنده، چهار هدف فوق را دنبال میکند:
- ضِرار: آسیب زدن به زیرساختهای فکری و معیشتی مردم.
- کُفر: پوشاندن حقایق و تضعیف ایمان ملی.
- تفرقه: ایجاد گسست میان آحاد ملت و حاکمیت.
- إرصاد (کمینگاه): تبدیل شدن به تریبون و دیدهبان دشمن برای هدایت حملات.
۲. نفاق؛ موریانهی انسجام ملی
خطرِ «پایگاههای انحراف» در این است که از جنسِ خودی به نظر میرسند. بانیان مسجد ضرار، پیشانیپینهبستههایی بودند که ادعای خیرخواهی داشتند، اما در باطن، جادهصافکنِ روم و دشمنان خارجی بودند. حافظ شیرازی، این لسانالغیبِ معرفت، چه خوش بر این نفاق میتازد:
«حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی
دام تزویر مکن چون دگران قرآن را»
امروز نیز در فضای مجازی و حقیقی، برخی کانونها با نقابِ «عدالتخواهی»، «ملیگرایی» یا «دلسوزی برای معیشت»، همان نقش مسجد ضرار را ایفا میکنند؛ یعنی تبدیل شدن به «دام تزویر» برای شکارِ ذهنهای خسته و ناامید در شرایط جنگی.
۳. شناسایی و انهدام؛ فرمانِ بازگشت به تقوا
قرآن کریم به پیامبر (ص) دستور میدهد: *«لَا تَقُمْ فِیهِ أَبَدًا» (هرگز در آن (مسجد) نایست!). این یک فرمان راهبردی است. شناسایی و طرد کانونهای انحراف، نه یک انتخاب سیاسی، بلکه یک ضرورت شرعی و ملی است. سعدی علیهالرحمه در باب تمیز دادن حق از باطل میفرماید:
«به صورت، آدم و در معنی، ابلیس
نترسی زین چنین بدذاتِ تلبیس؟»
در جنگ تحمیلی سوم، که مرزهای میان «نقد مُصلحانه» و «تخریب خائنانه» توسط اتاقهای فکر دشمن (تکنیک اشباع اطلاعات) مخدوش شده است، بصیرت تنها راه نجات است. طبق احادیث معصومین (ع)، «المُؤمِنُ کَیِّسٌ فَطِنٌ» (مؤمن، زیرک و باهوش است)؛ لذا جامعه نباید اجازه دهد کانونهایی که خروجیشان تفرقه و ناامیدی است، تحت هیچ نام و عنوانی (حتی مذهبی یا ملی) به فعالیت خود ادامه دهند.
لزوم بازگشت به مسجدِ تقوا
پادزهرِ مسجد ضرار، در انتهای آیه ۱۰۸ نهفته است: «أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْیَانَهُ عَلَىٰ تَقْوَىٰ مِنَ اللَّهِ...». هر پایگاه اجتماعی و رسانهای که بنیانش بر «تقوا»، «صدق» و «وحدت» نباشد، در تندبادِ جنگ تحمیلی سوم فرو خواهد ریخت. وظیفه امروز نخبگان و تودههای مردم، شناسایی این کمینگاههای دشمن و تقویتِ «ایستادگیِ پایدار» بر گردِ محورِ ولایت و هویت ملی است.
همانگونه که پیامبر (ص) دستور به تخریب آن بنای نفاق داد، امروز نیز باید با سلاحِ تبیین و بصیرت، بنایِ فکری فتنهگران و منحرفان را ویران کرد تا راه برای پیروزی نهایی ملت ایران هموار شود.
